آريا جون

چهارشنبه-94/4/24 -بهترين روز زندگيم .

1394/4/24 20:12
نویسنده : عاطفه
209 بازدید
اشتراک گذاری

جشنعزيز مامان بالاخره انتظار تمام شد . سه شنبه ساعت 8 شب با خاله فاطمه و بابايي رفتيم بيمارستان و بعد از 1 ساعت بستري شدم و روز بعد ساعت8 صبح بود كه دنيا اومدي .فرشته

بغلوقتي براي اولين بار ديدمت و بغلت كردم خيلي خوشحال بودم و خدا رو شكر كردم كه خدا بچه قشنگ و سالمي بهم داده ،بعد از چند لحظه مامان جونت تورو برد پيش بابات و تو رو بهش نشون داد و بابا هم زنگ زد و حالمو پرسيد و گفت كه خيلي ناز بودي و بي اندازه دوست داره .نفسم از وقتي تو وارد زندگيمون شدي واقعا زندگي برامون لذت بخش تر شده ...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آريا جون می باشد