آريا جون

يكشنبه-9/23 -17:37 -هفته 11 .

1393/9/23 17:37
نویسنده : عاطفه
167 بازدید
اشتراک گذاری

محبت امروز صبح برا ساعت 4 عصر نوبت سونو گرفتم حدد ساعتاي 3.5 بود كه با بابايي حركت كرديم وقتي رسيديم چند دقيقه منتظر نشستيم و بعد من رفتم داخل ، وقتي روي تخت دراز كشيدم اونقدر استرس داشتم كه آقاي دكتر فورا متوجه شد و بهم گفت اصلا نگران نباش بچه ات سالمه .بهش گفتم ميخوام نينيم رو ببينم اونم مانيتور به سمتم چرخوند و سر و دست وپاها هاي كوچولو نازتو بهم نشون داد و صداي قلبتو گوش دادم نمي دوني چه حس خوب و عجيبي داشتم ،حسي كه تا حالا نتونسته بودم تجربه اش كنم و يه عكس ناز هم از تو بهم داد و گفت كه ني ني خوشكلت 4/16 دنيا مياد ...

از وقتي اومديم همش دارم به عكست نگاه مي كنم اما ازش سير نميشم ...بوسبوس

ملوسكم بي صبرانه منتظرتم ...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آريا جون می باشد